الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
392
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
حكمت در افعال و احكام او نيست . همچنين آياتى نيز دربارهء فلسفهء احكام در جاى جاى قرآن به چشم مىخورد و راستى شگفتآور است چگونه با توجّه به وجود اين آيات اشاعره راه ديگرى را براى خود برگزيدهاند ؟ ! سوم : جايگاه بحث از فلسفهء احكام از آنچه در امر دوم ذكر شد روشن مىشود كه اين مسأله هم در علم كلام مورد بحث واقع شده و هم در علم اصول فقه ، و غالب دانشمندان اهل سنّت در مبحث قياس كه يكى از مباحث علم اصول است آن را مطرح كردهاند . و علّت آن روشن است ، چرا كه هر كس اهل قياس باشد بدون قول به تعليل نمىتواند حجيّت قياس را بپذيرد و اصولًا قياس ، دائر مدار تعليل است و از اينجاست كه برخى از دانشمندان اهل سنّت كه به اصطلاح « اهل قياس » اند مانند « فخر رازى » ( م 606 ) هر چند در تفسير خود تعليل را نفى كرده است لكن در علم اصول در مبحث قياس شديداً از آن دفاع كرده است . او در تفسير آيهء شريفهء : « « هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً » ؛ او خدايى است كه همه آنچه در زمين وجود دارد براى شما آفريد » ، « 1 » مىنويسد : « اصحاب ما مىگويند : خدا هيچ كارى را براى هدف و غرضى انجام نمىدهد ، چرا كه در اين صورت با آن غرض خود را به كمال مىرساند ، و چيزى كه با غير خودش كمال يابد در ذات خود ناقص است و نقص بر خدا محال است » . « 2 » ولى نامبرده در كتاب اصولى خود به نام « المحصول فى علم الأصول » با اقامهء ادلّهء ششگانه اثبات مىكند كه احكام الهى داراى اهداف و اغراض و مصالحى است كه نصيب بندگان مىشود - و جالب اينكه آيهء مزبور را يكى از آن ادلّه ، قرار داده است - سپس مىگويد : « اين وجوه ششگانه دلالت دارند بر اين كه خداوند متعال احكام را جز براى مصالح بندگان تشريع نكرده است . ولى در اين باره دانشمندان اختلاف كردهاند ؛ معتزله معتقدند كه كار قبيح و بيهوده از خدا صادر نمىشود بلكه واجب است افعال او مشتمل بر مصلحت و غرض باشد . ولى ( جمعى از ) فقها تصريح مىكنند كه خداوند هر حكمى را به جهت حكمتى تشريع كرده و اگر بشنوند كسى لفظ غرض را در افعال خدا بر زبان جارى ساخته ، تكفيرش مىكنند با آنكه حرف لام در آيهء مزبور مفهومى جز غرض كه همان حكمت است ندارد » . « 3 » از كلام دكتر « مصطفى شلبى » ( م 1401 ) نيز بدست مىآيد كه جايگاه بحث ، هم علم اصول است و هم كلام . او در مقام طعنه بر سخن متضاد فخر رازى و امثال او كه در « علم كلام » مسأله تعليل احكام را انكار كرده و در مباحث علم اصول ، آن را پذيرفتهاند ، چنين مىگويد : « اين سخن ، از مثل فخر رازى عجيب نيست چرا
--> ( 1 ) . بقره ، آيهء 29 . ( 2 ) . تفسير كبير فخر رازى ، ج 2 ، ص 154 . ( 3 ) . المحصول فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 330 - 329 .